رقص زاغها،دیده شد

در سی و پنجمین نشست ادبی نقد و بررسی ادبیات افغانستان در تهران،  نمایشنامه «رقص زاغها» نوشته اکبر احمدی بررسی شد

روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان

 

http://www.upsara.com/images/7qzq6ew2kwgwa5ch58.jpg

در این نشست ادبی، هنری که علاوه بر اهالی فرهنگ و هنر دانشجویان افغانستانی و اکبر احمدی نویسنده نمایشنامه حضور اشت، سمیع‏الله عطایی  کارگردان نمایشنامه چلیپا اين نمایشنامه را تحلیل و بررسی کرد.
نمایشنامه‌ی ‌رقص زاغ‌ها‌، حاصل تلاش‌های مداوم اکبر احمدی در کارگاه نمایشنامه‌نویسی رضا شیرمرز ‌‌است. این نمایشنامه‌نویس جوان سعی داشته اثری خوش‌ساخت و نزدیک به قواعد درام‌نویسی نوین به رشته‌ی تحریر درآورد.
احمدی‌ در جریان خلق این نمایشنامه نیم‌نگاهی به ‌نمایشنامه‌ی بازگشت سرباز به خانه،‌ نوشته‌ی ای‌ ای مایلن داشته است‌. تک‌پرده‌‌یی ‌‌رقص زاغ‌ها‌ اثری است ضد جنگ و پس‌لرزه‌های اجتماعی جنگ‌افروزی بشر را در جامعه‌ی افغانستان به تصویر می‌کشد‌. این نمایشنامه سنگ بنای نمایشنامه بلندی با رویکرد نقد اجتماعی و سیاسی نسبت به جامعه‌ی سه دهه‌‌ قبل افغانستان شده است. رئالیسم اجتماعی، قالب آثار اولیه‌ی اکبر احمدی است. این نمایشنامه در قالب کتابی در زمستان 1389 در کابل توسط انتشارات تاک منتشر شده است.

در آغاز این نشست، محمدسرور رجایی، مدیر دفتر خانه ادبیات افغانستان در تهران گفت: خانه ادبیات افغانستان همواره تلاش کرده که در خدمت فرهنگیان کشور، به خصوص جوانان باشد. در همین راستا اولین نمایشنامه خوانی را در سال 88 ما در تهران برگزار کردیم. امروز نمایشنامه نویسی در افغانستان یک هنر فراموش شده و مظلوم است. این وظیفه ما است که تلاش کنیم تا این هنر را به جایگاه واقعی اش برسانیم. رجایی که اجرای برنامه به عهده داشت ضمن قابل قدر دانستن این نمایشنامه،  از رقص زاغها در نیله باغ که امروز نیست گفت و از این که چگونه صبح‏های زمستان کابل چشم به رقص زاغها یا به عبارتی «طوی زاغها» نگاه می‏کردیم و لذت می‏بردیم.

سمیع الله عطایی سخنان خود را با تاکید بر مظلومیت نمایشنامه نویسی در افغانستان آغاز کرد و گفت: ما در این عرصه هنری بسیار ضعیف هستیم. چون در سیتم هنری ما نقد در عرصه نمایش وجود نداشته و ندارد. شاید این کتاب اولین اثری باشد که در قالب نمایشنامه در بین مهاجران ساکن ایران منتشر می‏شود. نمایشنامه‏ای که عنوان بسیار زیبایی دارد و ما را ناخود آگاه به دوران جنگ و خاطرات نیله باغ کابل می‏اندازد. این نمایشنامه نگاهی دارد به واقعیت تاریخی. اگر ما بررسی کنیم که نمایشنامه چیست؟ یا اثر نمایشی چیست؟ و چه تفاوتی با شعر و داستان دارد به نگاه‏ها متفاوتی می‏رسیم. مثلا ارسطو معتقد است که نمایشنامه به نوعی کشفی است در طبیعت که آن را باز سازی می‏کند. یا مارتین اسلین، نماشنامه را بازی کودکانه مردم میداند.  اما اصل این است که نمایشنامه برای خواندن شکل نمی‏گیرد، بلکه برای دیده شدن شکل می‏گیرد. حتی سکوت در نمایشنامه معنای خود را دارد.

عطایی در ادامه گفت با بیان این نظرات، من قوت این کار را در دیالوگ‏هایش دیدم که یک سری ازموضوع را برای ما بیان می‏کند. اگر چه زمان و مکان در نمایشنامه بسیار مهم است که نشان داده شود ولی در این اثر ما آن را نمی بینیم. در این اثر زمان ماجرا دقیق نیست و این برای مخاطب خارجی ایجاد سوال می‏کند. اگر چه نمایش نامه به ما نشان می‏دهد که زمان آن در دوران حکومت دکتر نجیب است. این نمایش نامه در واقع روایتی است  که یک سرباز از جنگ فرار کرده وبه خانه عموی (کاکا) خود امده ومی‏خواهد به خانه خود برگردد، تا باغ خود را اباد کند. ساختار نمایش نامه پنج روش خیلی مهم دارد که معمولا منتقدان با این روشها یک نمایش نامه رانقد می کنند.1 شرایط مفروض 2 گفتگو3 کنش دراماتیک 4 شخصیت پردازی5  ایده نمایش یا همان معنای کلی نمایش. شرایط مفروض واقعیت‏های تاریخی جغرافیای زمان مکان ، حتی شرایط سیاسی مذهبی را در نظر می‏گیرد. این شرایط در این اثر نیست. اگر است کم رنگ هست. اگر یک خارجی این متن را بخواند متوجه نمی شود چون خیلی کم رنگ هست. ما در نمایشنامه معمولا در پرده به کنشها یا روایاتی که قبل از شروع نمایش نامه اتفاق افتاده است می پردازیم. که باید از طریق دیالوگ بگوید که چه اتفاقی افتاده است ودر کجاقرار دارد. وقتی ما این  نمایش نامه را می‏خوانیم می‏بینیم که تک پرده ای است. اما به این صورت نیست کار از دو صحنه تشکیل شده باشد، نگرشهای دو قطبی در این اثر کم رنگ است.  شخصیت نعیم در یک بحران قرار گرفته است، تفکر ضد دولتی دارد و طرفدار مجاهدین است. تمام این موضع گیری‏ها که انجام می‏شود صرفا در قالب چند دیالوگ گفته شده است. آن‏هم فقط به عموی خود می‏گوید و ما میبینیم که شخصیت پردازی کم رنگ هست. حالت اجبار دراین کار دیده نمی‏شود ما حا لت فرار رادر نعیم نمی‏بینیم نه در دیالوگ نه در حرکت. او خیلی راحت به عمویش پرخاش می کند و بدون هیچ واهمه‏ای، این باور پذیر نیست. اگر یک خواننده این نمایش را بخواند حالت ترس را در آن نمی‏بیند.

قربان میرزایی نویسنده وکار گردان تئاترگفت این کار به عنوان اولین نمایشنامه  که چاپ شده قابل قدر است و به آقای احمدی تبریک می‏گویم. این اثر هم قوتهای دارد و هم ضعف‏هایی. چون وقت کم است فقط عرض می‏کنم که به نظر من این نمایشنامه  نقطه عطف نداشت  وهیچ اتفاقی در این کار نیفتاده است چون درام شکل نگرفته است. این کاروقتی به نقطه عطف می‏رسد دیگر شخصیت ما راه برگشتی ندارد. این نمایشنامه در نقطه عطف خود به پایان می‏رسد.  این از نظر ساختار نمایشی یک مشکل اساسی است.  روزهای خوبی را برای آقای احمدی آرزو می‏کنم، این کار می‏تواند راه تمایشنامه نویسان را در عرصه پخش و نشر باز کند.

http://www.upsara.com/images/xsj6rbdvw5y4x74g95w.jpg