خانه / مقاله / جایگاه رسول اکرم (ص) در شعر معاصر افغانستان

جایگاه رسول اکرم (ص) در شعر معاصر افغانستان

سید سکندر حسینی

پرداختن درمورد زندگی نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) یکی از وجایب هر مسلمان است. هرمسلمان وظیفه دارد تمام زوایا وابعاد زندگی حضرت را برای مردم آشکار نماید تا مسلمانان از نقطه نقطه زندگی حضرت درس چگونه زیستن را بیاموزد. البته امروزه هزاران کتاب واثر درمورد زندگی حضرت پیامبر نوشته شده، درواقع این زندگی وسیره نبی مکرم اسلام است که انسان می تواند درمسیر درست  قرار بگیرد نویسندگان با بررسی سیره آخرین فرستاده الهی مسیر بسیار طولانی را برای مردم ومسلمانان بازنموده اند.

دراین میان زندگی وجایگاه حضرت پیامبر درادبیات ما خیلی خوب به نمایش گذاشته شده است.ازگذشته‏های خیلی دور ازشاعران عرب گرفته تا شاعران فارسی زبان همگی زندگیپیامبر را به عنوان آخرین الگو وآخرین فرستاده الهی درشعرشان بازتاب داده اند.

ما وقتی سروده‏ها وشعرهای شخصیت‏های بزرگی چون مولانا، حافظ سعدی، سنایی، عطار، بیدل و…. را بخوانیم  مستقیم  وغیر مستقیم تماما سرشار از ارشادات، گفته‏ها وفرمایشات نبی مکرم اسلام است.که به صورت مستقیم بهتوصیف نحوۀ زندگی پیامبر گرامی اسلام پرداخته‏اند.  دراین نوشتار ما به این مسئله نمی‏پردازیم، بلکه تلاش خواهیم کرد که جایگاه حضرت پیامبر (ص) را درشعر معاصر افغانستان مورد بررسی قرار دهیم.

خوشبختانه یکی از نقطه‏های قوت شعر آیینی افغانستان این است که اکثر شاعران ما چه شاعران جوان وچه شاعرانی که سال‏ها دراین مرز وبوم قلم زده‏اند، حضرت پیامبر درشعرشان ازجایگاه ویژه و والایی برخوردار است. این نقطۀ امیدی برای شعر آیینی افغانستان به حساب می‏آید تا آیندگان هم توجه ویژه‏ایبه شعر نبوی داشته باشند.

درمیان انبوه  شعرهایی که دراین آواخر درافغانستان برای حضرت پیامبرسروده شده شعر «هبوط» سرودۀ شاعر نام آشنایی کشور استاد سید ابوطالب مظفری است که به جرئت می‏توان گفت یکی از بهترین شعرهای است که درقلمرو شعر فارسی درعصر حاضر برای نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) سروده شده است. شاعران افغانستانی درشعرهای نبوی به مسایل گوناگونی اشاره می‏کنند که به مهمترین آنها دراین نوشتار اشاره می‏شود.

یک : ضرورت وجود پیامبر

 در آن وضعیت نا بسامان جزیره‏العرب که جهل وخرافات واوهام دامن گیر مردم آن زمان شده بود  آمدن کسی که تمام سنت‏های خرافه جاهلی را ازبین ببرد، یک ضرورت جدی بود. پیامبر اکرم یگانه کسی بود که مردم را از تاریکی ظلم ونفرین نجات داد وبرای مردم مکتب حیات بخش وانسانی اسلام را پیشنهاد کرد که شاعر این مسئله را به صورت نیکویی درشعرش بیان کرده است. به عنوان نمونه به این چند بیت توجه کنید:

غیرت عشق بر آشفت، گل از سنگ شکفت

صد افق رنگ بر این گنبد بی رنگ شکفت

غیرت عشق نتابید که یکتا باشد

یا که خورشید دراین معرکه تنها باشد

حیرت آلود شبی بود، گرفتار فسون

صبح شد، آیینه لغزید زخورشید برون

نیمه شب چشمۀ خورشید ازل گل شده بود

صبحدم آیه‏ای از آیینه نازل شده بود

عرشیان زمزمۀ تابش سرمد کردند

فرشیان آیینه را ترجمه احمد کردند

عشق آتش شد وما لایق تقطیر شدیم

جلوه‏ای کرد ازآن آیینه تکثیر شدیم (1)

 استاد مظفری دراین چند بیت وضعیت نا بسامان شبه جزیره عربستان را به صورت بسیار ماهرانه واستادانه به تصویر می کشد ومی‏گوید: ظلم، خرافات، جهل، شهوت، بی بندوباری به حدی درعربستان رواج یافته بود که انسان به معنای واقعی انسان وجود نداشت درهمین زمان بود که غیرت عشق یا به تعبیر ساده غیرت خداوند به جوش آمد ودیگرغیرتش نتابید که بدون عبد وبنده باشد وهمه مشرک بمانند.  ازهمین جهت  ازخود این سرزمین پر از جهل وخرافات  کسی را آورد  که کلید نجات همۀ مظلومان ومحرومان را دردست داشت وبرای زدودن جهل وخرافات واوهام به مبارزه برخواست. آنکسغیر از حضرت محمد مصطفی (ص) کسی دیگری نبود که درمیان همۀ مشرکان وجاهلان برخیزد و به هدایت وروشنگری بپردازد.تمام رنج‏ها ومرارت‏ها را برای نجات وبه سمت سعادت هدایت کردن مردم به جان ودل بخرد. به تعبیر استاد مظفری بودن پیامبر درمیان آن همه خرافه پرست مثل بودن آیینه در سرزمین سراندیب هست  دراین شعر سراندیب نماد جایی است که فقط برای انسان غم واندوه والم به ارمغان می آورد. اما پیامبر درچنین جایی هم آلام را تحمل می‏کند و می‏فرماید: «ما اوذی النبی مثل ما اوذیت»  شاعر این مسئله را درشعرش بسیار استادانه بیان کرده است  به این دوبیت توجه کنید :

سنگ، تشویش، اجل، شعله، سقوط آیینه

درسراندیب زمین کرد هبوط آیینه

بوی گل در نفس خاک مشوش شده بود

بعد ازآن سنگ، دگر آیینه سرکش شده بود (2)

 مظفری درادامۀ این شعر می گوید: نبی مکرم اسلام پس از تلاش‏های طولانی ومکرر برای ارشاد وهدایت مردم خط  ومسیر درست انسانی را به خوبی ترسیم کرد ودر طول بیست وسه سال رسالتش خرافات واوهام را ازبین برد وبه مردم درس چگونه زندگی کردن وچگونه زیستن را آموخت اما سرانجام ازدنیا رفت وامتش را داغدار مصیبت خود کرد. مصیبتی که جبران ناپذیر است و بزرگ ترین وغم انگیزترین  حادثه درتاریخ زندگانی انسانهاست. چون با رحلت آن حضرت ارتباط انسان ازطریق وحی با خداوند قطع می‏شود. به عنوان مثال به این چند بیت توجه کنید :

زاغ آمد زلب چشمه ربود آیینه

اینک افتاده دراین گوشه کبود آیینه

اینک افتاده واز غربت خورشید ملول

اینک افتاده به رنگی که ظلوم است وجهول

زاغ شوم آمد ومنقار به سنگی زد ورفت

خانۀ روح مرا نیش کلنگی زد ورفت (3)

موحد بلخی یکی شاعران پیشگام درحوزه ادبیات مهاجرت افغانستان نیز دریک رباعی به ضرورت نبوت پیامبر درعصر جاهلیت اشاره می کند ومی گوید. درآن زمانی که خبری از کتاب ومهربانی درصحرای عربستان وجود نداشت وفقط یگانه کار مردم آن زمان بادیه نشینی، قتل وغارت، چور چپاول، خشونت وظلم بود آمدن کسی که برای مردم رأفت ومهربانی را به ارمغان بیاورد یک ضرورت جدی تلقی می شد. درقحطی انسان مهربان باید کسی می‏آمد که وجودش مایۀ برکت ورحمت برای مردم باشد به عنوان مثال به این رباعی توجه کنید:

ازآن سوی « خورشید برآمد »، آن مرد

گل کرد کتاب و آب، بر بادیه گرد

شب را از سوره تبسم افروخت

درقحطی آب وآیینه  درناورد (4)

دو : ضرورت ارشادات پیامبر گرامی اسلام درجامعه امروزی

مظفری برعلاوه این مفاهیمی  که ذکر کردیم  در شعرش بیان می‏کند توجه زیادی به جامعه امروزی و وضعیت نابهنجار جوامع اسلامی به ویژه افغانستان دارد. شاعر می‏گوید با اینکه نبی مکرم اسلام راه چگونه زندگی کردن را به ما آموخت اما متاسفانه مردم ما ومسلمانان همگی دستورات اسلام وپیامبر اسلام را نادیده گرفتند وبه همین دلیل دچار بحران وهرج ومرج در طول تاریخ شده است.شاعر خاطر نشان می‏کند یگانه راه موفقیت جوامع اسلامی این است که باید دستورات اسلام را مو به مو درمرحلۀ اجرا قرار دهیم، وگرنه در منجلاب ظلمت وهمان وضعیتی دچار می شویم  که عرب‏های جاهلی داشتند.یگانه چیزی که می‏تواند  جوامع اسلامی وافغانستان امروز ما را نجات دهد این است که ما به فرمایشات ودستورات آخرین فرستاده الهی حضرت رسول اکرم (ص)  عمل کنیم به این چند بیت توجه کنید:

شب گران بود، درآن بادیه شبگیر شدیم

دست هم را نگرفتیم، به زنجیر شدیم

فرسخی بیش نپیموده وازپا ماندیم

یک یک ازقافلۀ عشق وسفر جا ماندیم

طاقتم طاق شد وهمت پایم خشکید

درشکاف نفس کوه، صدایم خشکید

خشک وپژمرده کشیدم تن قهر آلوده

تا رسیدم به لب چشمۀ زهر آلوده

چشمه‏ای، خار و خس دشت، به تیمار از او

چشمه‏ای، ایل شقایق همه بیمار از او

سرکشان طعمۀ خاک از پی هم را دیدم

کاروان‏های هلاک از پی هم را دیدم

کرکسان لاشۀ آتش نفسان درمنقار

تکه ها ازتن پروار کسان درمنقار» (5)

یگانه چیزی که رسول گرامی اسلام به آن توجه زیاد داشت وقرآن یگانه کتاب وحی هم به آن تاکید زیاد کرده است مسئله وحدت وهمگرایی است که متاسفانه درجوامع اسلامی و درجامعه امروز افغانستان به فراموشی سپرده شده  وهمین نفاق وتفرقه افکنی است که دشمنان ما ازآن به عنوان بهترین وبزرگترین حربه استفاده می کنند وامروز افغانستان در درون همین لجن تفرقه افکنی دست وپا می زند وهمین لجن است که جامعه ما را ازمسیر درست انسانی منحرف ساخته  فقط تنها دلیلش این است که ما فریاد وندای «واعتصمو بحبل الله» را کاملا فراموش کرده ایم وازاسلام برای مان فقط همان ظاهرش مانده است ثروتمندان بر مستمندان وفقیران ظلم می کنند واز تلاش وزحمات آنها برای شان کاخها ساخته اند اما هیچ کس حق اعتراض را ندارد. دقیقا همان وضعیتی که در دوره جاهلیت در عربستان  حاکم بود فعلا درتمام جوامع اسلامی حاکم شده است.شاعر دراین شعر مستقیما اشاره می کند که ما به دلیل نفاق نتوانستیم پایه های تکامل را بپیماییم  دچار غول وزنجیر شدیم به این بیت توجه کنید :

شب گران بود درآن بادیه شبگیر شدیم

دست هم را نگرفتیم به زنجیر شدیم (6)

یا وقتی شعر « محمد (ص) » سروده شاعر خوب کشورمان  شهباز ایرج را بخوانیم بازهم می بینیم که شاعر به خوبی این مسئله را  با احساس قدرتمند شاعرانه درشعرش بیان کرده است شهبازدراین شعر می گوید تا زمانی که ما مسلمانان عشق پیامبر را به دل داشته باشیم وفرمایشات حضرت را سرلوحۀ زندگی خود قرار دهیم، هیچ مشکلی دامنگیرمان نخواهد شد. با عشق به پیامبرمان می‏توانیم کاخ ظلم ستم واستکبار را درهم بشکنیم به باور نگارنده وقتی هم وطنان ما با شهامت ودلیری، ارتش سرخ شوروی سابق را شکست می دهد مهم ترین دلیلش ایمان وایثار وعقیده است که آن زمان مردم ما داشتند اما حالا دشمنان ما ازهر طرف هجوم آورده اند وکسی نیست که پاسخی به دشمنان فرهنگ وادب ما داشته باشد. همه به دلیل نادیده گرفتن دستورات اسلامی است  به عنوان نمونه به این بیت توجه کنید :

درلرزه است کاخ ستم، خانۀ فریب

تا در زمانه عشق تو برپا محمد است (7)

وشهباز هم کاملا به این مسئله واقف است اوعظمت وشکوه مسلمانان را فقط به دین اسلام می‏داند وبارومند است که تنها دین اسلام می‏تواند دریچۀ تکامل ومعنویت را برانسان‏ها بگشاید. درمسیرپرفراز ونشیب زندگی، غیر از تبعیت از سیرۀ رسول اکرم چیزی  دیگری نمی‏تواند ما را به مسیر درست رهنمون سازد به عنوان مثال به این بیت نگاه کنید :

دنیای ما شکوه گرفته زدین او

امید ما به کوچۀ فردا محمد است (8)

سه : تاثیر فرهنگ اسلام درجهان

یکی از مسایلی که شاعران به آن اشاره دارد تاثیر گذاری فرهنگ اسلام درجهان است با توجه با آنچه که گفته شد درزمانی که دین اسلام در شبه جزیره عربستان ظهور کرد زمانی بود که جهل وخرافات بی داد می کرد و این مسئله تنها درعربستان نبود بلکه درتمام نقاط جهان ظلم، ستمگری، جور واستبداد به مرحلۀ بالا رسیده بود وفرهنگ انسان ساز اسلام درطی بیست سه سال با اینکه نبی مکرم اسلام زحماتی بسیاری را برای رشد واعتلای دین اسلام متحمل شدند.ثمرۀ این زحمات بود کهدین اسلام درنقطه نقطه جهان گسترش یافت و بسیاری ازملت‏ها به پیروی ازدین اسلام برخواستند. امروز بیش از یک ملیارد مسلمان درجهان زندگی می کنند.امروزه می‏بینیم که فرهنگ غرب و پیش رفت‏های آن، همه از قرآن به عنوان الگو استفاده کرده‏اند، ازفرهنگ اسلام به نفع خویش استفاده کردهاند. اما سوگمندانه باید نوشت که مسلمانان فقط از اسلام همان ظاهرش را حفظ کرده‏اند. همین مسئاله باعث شده که بسیاری از ممالک اسلامی دچار هرج ومرج وبحران‏های تلخ سیاسی شده است وظیفه ما این است که تمام آموزه‏های اسلامی را درنظر بگیریم تا یک زندگی سرشار ازموفقیت داشته باشیم حالا به این رباعی استاد موحد بلخی  توجه کنید:

آفاق از او کتاب ، آموخته است

شعر شکر و شتاب، آموخته است

اصلاح شده است برگ گل از نفسش

گل ازدو لبش گلاب آموخته است (9)

پی نوشت ها 

1 – مظفری ، سید ابوطالب ، عقاب چگونه می میرد ، ص – 85 کابل ، انتشارات تاک 1390

2 – همان

3 – همان

4 – موحد بلخی ، سیدحسین ، چارباغ خورشید ، ص – 9 تهران ، انتشارات عرفان 1392

5 – مظفری ، سید ابوطالب ، عقاب چگونه می میرد ، ص – 86 کابل ، انتشارات تاک 1390

6 – همان

7 –  درختان تبعیدی ، نمونه های غزل امروز افغانستان ، به کوشش علی محمد موودب وسید ضیا قاسمی ص – 58 ، تهران ، انتشارات شهرستان ادبی فارسی 1392

 8 – همان

9 – موحد بلخی ، سید حسین ، چارباغ خورشید ، ص – 11 تهران انتشارات عرفان 1392

Print Friendly, PDF & Email
Share
انتشار توسط 8 تم

درباره‌ی روابط عمومی

روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.