خانه / شعر / باران

باران

محمود تاجیک (تهران ـ 1366)

IMG_5607

سیب

هم‌زاد باران است.

eNmz2yFIoV

گندم

در چشمان مادرم می‌روید.

باور نخواهم کرد

بدون شک، آدم عاشق است هنوز

که سرخ می‌شود با باران

که می‌روید در باران.

Print Friendly, PDF & Email
Share
انتشار توسط 8 تم

درباره‌ی مدیریت

خانه ادبیات افغانستان

4 نظر

  1. با سلام واحترام، لطفاً از وبلاگها ی حقیر به آدرس balabanehava. blogfa. Comوهمچنین اشعار آمنه نوروزی درanurozi.. blogfa. com دیدن فرمایید منتظر قدوم سبزتان می باشم. واین شعرم را محبت کرده در سایت اشعار نشر نمایید با تشکر وسپاس فراوان.
    غوزه های تلخ نامت بر لبش گل میکنند
    شرح طوفان وزراعت های کابل میکنند
    می لمد بر شانه هایش روز های ناخوشت
    برفکوچ غصه هایت را تحمل میکنند
    خوش مرام افطار دادی چشم های روزه دار
    سفره ای چیدی ز غم هایت تناول میکنند
    پیچ و خم آنقدر دارد جاده های سمت تو
    گامهامان را دچار صد تزلزل میکنند
    رفته ای آنسوی دریا مردهای ایل من
    تا که برگردی به خانه جان خود پل میکنند
    قلبهای خونی تو رودهای درد را
    با فقط یک جرعه خوشحالی تبادل میکنند؟
    14اردیبهشت 1393 تهران نام شعر :برفکوچ غصه ها…..

  2. زن یا تهمتن؟
    هوکشان تصویر خود را بر رخ من دیده است
    باز هم پاییز فرصت جوی گلشن دیده است
    باز هم این کولی آواره با دامان باد
    طالع خود را کف دستان یک زن دیده است
    فکر کرده میشوم تسلیم هر آهن ربا
    کیمیاگر گوهری را جنس آهن دیده است
    پافشاری های او انگیزه گردیده دلم
    سنگ پایان گمانش در فلاخن دیده است
    قامتم را کوه می سازم مصافش می روم
    تا ببیند این همان زن یا تهمتن دیده است؟

    21 اردیبهشت 1393 تهران آمنه نوروزی

  3. سلام و درود بر شما.
    من امروز برای اولین بار شعری از بانو آمنه نوروزی خواندم . قریحه ی دلنشین ایشان مرا به اعماق تاریخ تا پیشگاه رابعه بلخ قزداری برد. نمیدانم آمنه زنده است یا نه ای کاش روزگار فرصت دهد این بار ما رابعه را تا سن کهنسالی بدرقه کنیم .
    من ایرانی هستم اما مرز ایران در نگاه من آن قلب های پاک و مجروحی هستند که در گمنامی و در کوران حوادث تلخ هنوز پاسداران زبان شیرین فرهادند زبان باشکوه دری. کاش شما را می دیدم و از نزدیک با آن لهجه ی دلنشین نوای رابعه ی شهید را از نای شما می شنیدم بانو آمنه کاش پارسی زبانان تا زنده هستی قدر شما را بدانند.

    • درود بر همزبان ما
      ایشان قبلا در تهران می زیست، اگر اشتباه نکنم دو سال قبل به اروپا مهاجرت کردند و در کنار دیگر فعالیت هایش هنوز شعر می سراید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*