خانه / دفتر کابل

دفتر کابل

آن‌گاه که «سارا، لیسا، خورشید و دیگران» معلق می‌مانند

نطق خوانش تفسیری متن، علی‌رغم برجستگی موضع مخاطب در آن، الزامن ابژه‌محور است. مسأله‌ی اساسی در این خوانش، به‌ویژه در متون تفسیربردار و گشوده، این است که مخاطب با دستکاری در سوژه‌ی متصور در درون متن، نقش خودش را برجسته کند. معنای این حرف این است که، اگر ما پیشتر اغلب با متن مواجهه‌ی صوری و میخانیکی داشتیم، دلیلش این بود که نگاه ما نسبت به متن، سوژه‌انگارانه بود؛ سوژه‌یی سخت، استوار و رسوخ‌ناپذیر در لابه‌لای متون خانه کرده بود و خواننده می‌بایست این سوژه، یعنی این معنای پنهان و راز نهفته‌ی متن و یا آن عاقله‌ی مطلق را بشناسد و کشف کند. ولی حالا دیگر این‌گونه نیست. بیشتر بخوانید »

داستان، زنان و بازتاب واقعیت‌های منفی جامعه، نگاهی به مجموعه داستان «سارا، لیسا، خورشید و دیگران»، نوشته‌ معصومه ابراهمی

حمیده لسانی  نویسنده‌‌ داستان‌های کوتاه کتاب «سارا، لیسا، خورشید و دیگران»، داستان‌های خود را با تعمد کاملاً زیبا، با خبری غیرطبیعی و خاص که شاید خیلی به ذهن مخاطب خطور نکند، شروع می‌کند. خبری که مخاطب را در آغاز داستان با مقدمه‌چینی تقریباً غیرمنتظره‌ای برای گسترش متن با خود همراه ... بیشتر بخوانید »

بازتاب واقعیت‌های منفی و زنانی که معلق مانده‌اند

سهراب سروش دهمین نشست از سلسله نشست‌های «کتاب ماه» عصر جمعه، تاریخ 1 دلو 1395، در کابل برگزار شد. این نشست که به نقد و ارزیابی مجموعه داستان«سارا، لیسا، خورشید و دیگران» نوشته بانو معصومه ابراهمی اختصاص داشت، با حضور شماری زیادی از نویسندگان، شاعران، فرهنگی‌یان، هنرمندان و دانشجویان در ... بیشتر بخوانید »

اولین دوره کارگاه داستان نویسی خانه ادبیات افغانستان در دفتر کابل پایان یافت

دفتر خانه ی ادبیات افغانستان در کابل دوره ی آموزشی مبانی داستان نویسی (مقدماتی) را با حضور علاقه‌مندان به داستان و نویسندگی در موسسه ی شاهد با تدریس بتول حیدری، داستان نویس و استاد دانشگاه، روزهای جمعه هر هفته به مدت ده جلسه، با موفقیت به اتمام رساند. بیشتر بخوانید »

در قریه‌ حسنک‌، زن نبود ابلیس بود‌!

زنان مناطق قریه‌جاتی چون حسنک همیشه به‌مثابهٔ حامیان و حافظان فرهنگ اصیل خود بوده‌اند و در زندگی اجتماعی در کنار همسرداری و تربیت و پرروش فرزندان، از نگاه اقتصادی و حتی فرهنگی و سیاسی هم نقش‌های بسیار پراهمیتی داشته‌اند و محور اصلی چرخه تاریخ روزگار و زمانه خود با سخت‌کوشی و انجام وظایف سنگین و طاقت‌فرسا و حتی فرسایشی بوده و هستند. قطعاً در قریه حسنک هم زنان همپای مردان در جنگ‌ها جنگیده‌اند و حتی سلاح برشانه مانده‌اند و رشادت‌هایی از خود در اشعار و ادبیات تاریخ این مردم به یادگار نهاده‌اند؛ چه خوب بود در کنار حضور زنان یاد‌شده در رمان، یک یا دو نمونه از زنانی که زندگی‌ها و سختی‌های متحمل‌شده‌شان به‌سان افسانه‌ها می‌ماند، هم همراه با نمادها و نشانه‌های اسطوره‌ای و اوسانه‌ای ذکر می‌شد؛ تا طلسمات برای بازیابی و حفظ هویت اصیل زنان مردنما‌ی قریه حسنک هم خواندنی‌تر می‌شد! بیشتر بخوانید »

طلسمات، متنی حقیقی‌تر از تاریخ، گزارش از (شب بیست و هشتم از سلسله نشست‌های نقد و بررسی ادبی شبهای کابل)

بیست و هشتمین شب از سلسله برنامه‌های «شبهای کابل» (عصر پنج‌شبنه، 8 میزان 1395) ‌در مؤسسه شاهد‌ با حضور شمار‌ زیادی از فرهنگیان، هنرمندان، نویسند‌گان، شاعران و دانشجویان ‌برگزار شد. این برنامه ‌به نقد و بررسی رمان «طلسمات»، نوشته‌‌ ‌جواد خاوری‌ اختصاص داشت‌. در این برنامه عمران راتب ‌(منتقد ادبی و روزنامه‌نگار‌) با عنوان «معنای نشانه‌ها در متن طلسمات»، اسد کوشا (مترجم و روزنامه‌نگار) با عنوان «طلسمات؛ رد پای تاریخ، اجتماع و اسطوره» و بتول سید‌حیدری، داستان‌نویس و استاد دانشگاه با عنوان «جایگاه افسانه و اسطوره در رمان طلسمات» به نقد و بررسی این اثر ‌پرداختند. هم‌چنین بخش‌هایی از رمان با صدای جواد خاوری، خالق اثر ‌نیز پخش‌ شد. بیشتر بخوانید »

معنای نشانه‌ها در متن طلسمات

قاعده‌‌ کار در نقد نیز همین است که اثر مکتوب، فیلم ‌یا هر‌ژانری دیگر، بعد از این‌که از نظر همگان می‌‌گذرد، مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. فوریت برگزاری برنامه‌های نقد، ضربه‌یی است که به‌صورت دوسویه مخاطب و اثر از آن متأثر می‌شوند. سویه‌‌ عام این ضربه آن است که حتا ناقد هم نتوانسته با دقت و وسواس لازم اثر مورد نقد را بخواند. نتیجه‌‌ دم‌دست این اتفاق این است که منتقد می‌کوشد به‌رسم بازار، فقط بگوید و اما این‌که دقیقاً چی می‌گوید و ربط‌ونسبتش با اثر یا فضایی که یک‌سری پیش‌فرض‌ها و انتظاراتی را در خود خلق کرده است چیست، زیاد روشن نیست. بیشتر بخوانید »

جایگاه افسانه و اسطوره در رمان «طلسمات»‌

استفاده از نمادهای اسطوره یا افسانه زمانی در اثری می‌گنجد که نویسنده‌ اثر، به دلیل گذشته‌‌ پر از فراز و نشیب و سراسر زجر و تحقیر، برای اعتراض به ناملایمات حاکم بر زندگی خود و ارائه‌ تصویری از مدینه‌ فاضله در ذهن خود به خلق د‌استان‌ها یا آثار می‌پردازد که محدود به دوره خاصی نیست؛ بلکه حاصل جنایت‌ها و بی‌انصافی‌هایی که به‌ناحق طی سال‌ها بر مردمی روا داشته شده است. نویسنده با استفاده از تعابیر و نمادهای اسطوره‌ای یا افسانه‌ای، به زیبایی به این فجایع و عاملان آن‌ها اشاره می‌کند و اثر‌ ‌زیبا و‌ مکتوب پر از درد و سیاهی ‌خلق می‌کند. بیشتر بخوانید »

پیام محمدجواد خاوری به بیست‌و هشتمین برنامه «شبهای کابل»

همه‌ ماجراها از همین‌جا شروع می‌شود؛ از جایی که خَرقِ عادت رخ می‌دهد؛ از جایی که نظام موجود بر‌هم می‌خورد. آن‌وقت است که دلهره و وحشت شروع می‌شود. بیم بلا در جان‌ها رخنه می‌کند. ملایعقوب که داناترین فرد است، دانشش مبتنی بر عادت است. وقتی ماجرایی رخ می‌دهد، او هم حیران می‌ماند. ترس در جان او هم خانه می‌کند. ناچار به کتابش پناه می‌برد. در کتابش تعبیر هر‌ماجرایی نوشته شده است، اما تعبیرها غالباً وحشتناک است. برای همین است که ملایعقوب از دانایی‌اش می‌هراسد. او هر‌بار که به کتابش مراجعه می‌کند، می‌کوشد بر وحشتش غالب آید تا بتواند تعبیر ماجرا را به مردم بازگو کند. فقط لذت همین بازگویی است که تحمل وحشت را برایش ممکن می‌سازد. بیشتر بخوانید »